جمعه 19 فروردین 1390 07:38 ب.ظ
ارسال شده در: معرفی فیلم های جدید ،
عقاب The Eagle
«زندگی عبارت از یک جنگ دائمی و پایان ناپذیر است. انسان حقیقی کسی است که در این جنگ سهمگین به شخصیت واقعی خودش پی ببرد و با اتکای به آن, مقامی را که سزاوارش است در عرصه ی عالم اشغال کند.» بنیتو موسولینی
کارگردان: کوین مک دونالد
بازیگران: چنینگ تاتوم (مارکوس فلاویوس آگوئیلا), جیمی بل (اسکا), دانلد ساترلند (عموی مارکوس), مارک استرانگ (گورن), سیل (شاهزاده طاهر رحیم)
مدت زمان: 114 دقیقه
درجه نمایشی: PG-13
ژانر: درام/ ماجرایی/ تاریخی
امتیاز: 6
محصول سال 2011
خلاصه داستان و توضیحات در دنیای سینما
رگه ها یا ته مایه های موجود در فیلم عقاب آشکارتر از آن است که بتوان آن را نادیده گرفت. عقاب ظاهر معصومانه ی یک فیلم استاندارد (شمشیر و سپری) را دارد اما با کمی دقت می توان به شرارت های نفرت انگیز باطنی اش پی برد. فیلم در زیر سطح سرگرم کننده ی «بی خطر» اش چکامه ای عاشقانه در رثای فاشیسم است و تماشاگر آشنا به تاریخ فاشیسم را به یاد این سخن معروف موسولینی, رهبر فاشیست ایتالیا در دهه های سی و چهل میلادی, می اندازد که گفت: «زندگی عبارت از یک جنگ دائمی و پایان ناپذیر است. انسان حقیقی کسی است که در این جنگ سهمگین به شخصیت واقعی خودش پی ببرد و با اتکای به آن, مقامی را که سزاوارش است در عرصه ی عالم اشغال کند.»
شاید سلام های نظامی و آن نشان عقاب رومی صرفا توصیفی از نمادگرایی دوره ی تاریخی ای باشد که قصه ی فیلم در آن روی می دهد, اما این نمادها حرف های زیادی برای گفتن دارند.
خدا انگاری شمایل ها و تقدس بخشی به نشان ها و نماد ها تنها یکی از عوارض بیماری ایدئولوژی زدگی است; و عقاب آکنده از عوارض گوناگون این بیماری است. بی هیچ تردیدی این فیلم واجد نوعی شور و شوق منحط ناسیونالیستی و میلیتاریستی در سطوح بیرونی خودش است که نه تنها تا به آخر فیلم بلا معارض با قی می ماند بلکه حتی رنگی از شکوه و عظمت نیز به آن زده می شود.
قهرمان ایدئولوژی زده ی فیلم مارکوس فلاویوس آگوئیلا نام دارد که یکی از سرداران ارتش امپراتوری روم است. قصه ی فیلم در حول و حوش سال 140 میلادی سپری می شود. در این دوره امپراتور هادریانوس - یکی از پنج امپراتور خوب - بر روم حکومت می کند. امپراتوری روم از شرق و غرب و جنوب در حال پیشروی و تسخیر سرزمین های تازه است. رومی ها در تلاش برای الحاق بریتانیا به امپراتوری خود, در مرزهای پادشاهی مستقل اسکاتلند متوقف می شوند. امپراتور هادریانوس هنگامی که با مقاومت سرسختانه ی اسکاتلندی ها روبرو می شود اقدام به کشیدن دیوار حائلی در مرکز بریتانیا می کند تا سرزمین های اشغالی خود را از گزند جنگجویان اسکاتلندی در امان نگاه دارد; دیواری که به نام «دیوار هادریانوس» مشهور می شود.
بیست سال پیش از این, پدر مارکوس که رهبری «لژیون نهم» سپاهیان رومی را بر عهده داشت, در نبرد با اسکاتلندی ها کشته شد و نشان عقاب برنزی «لژیون نهم» نیز ناپدید شد. حالا مارکوس فرمانده ی سلحشوری است که وظیفه ی دفاع از یکی از دژهای امپراتوری در خاک بریتانیا را بر عهده گرفته. مارکوس با ابراز شجاعت بسیار موفق به دفع حمله ی دشمن می شود اما جراحت شدیدی بر می دارد. او به ایتالیا - که آن زمان اسم دیگری داشت - بر می گردد و دوران نقاهت خود را در ویلای عمویش (دانلد ساترلند) می گذراند. نظامیان مافوق مارکوس از او تقدیر به عمل می آورند. مارکوس پس از بهبودی در یک نمایش گلادیاتورها شرکت می کند و جان برده ی شجاعی به اسم اسکا (جیمی بل) را نجات می دهد. مارکوس برای انجام ماموریت مهم دیگری دوباره عازم بریتانیا می شود و این بار اسکای برده را نیز همراه خود می برد. مارکوس که دلمشغول مقولاتی از نوع شرف و آبرو و ننگ و نام است در این اشتیاق می سوزد که معمای کشته شدن پدرش را کشف کند و «عقاب» گمشده ی لژیون تحت رهبری او را بیابد. مارکوس می خواهد بداند که آیا پدرش شرافتمندانه کشته شده یا زبونانه. او بدون اینکه از مافوق های خود اجازه داشته باشد راسا از «دیوار هادریانوس» می گذرد و به اتفاق برده اش قدم در جنگل های پر خطر اسکاتلند می گذراد.
درجه ی نمایش فیلم PG-13 است و به همین دلیل صحنه های جنگ و نبرد آن چندان خشن از کار در نیامده. خوشبختانه در این فیلم, برخلاف فیلم های مثل 300, از افه های CGI و همین طور 3-D هیچ خبری نیست. حداقل این فیلم این حسن را دارد که ما را به یاد فیلم های «شمشیر و سپری» کلاسیک می اندازد. گرچه شتاب تدوینی فیلم نسبتا بالاست اما به هر حال می توان از نبردهای شمشیری فیلم مختصر لذتی برد; هرچند هرگز به پای جنگ های شمشیری راب روی (1995) - آخرین نمونه از جنگ های شمشیری کلاسیک در سینمای ماقبل CGI - نمی رسد.
فیلم سعی خودش را کرده که کاراکترهایش مقداری ابعاد انسانی پیدا بکنند. تاتوم و بل هم سعی کرده اند که کاراکترهایشان را از تبدیل شده به قهرمان های صرفا دو بعدی باز دارند; که تا حدودی در این کار موفق بوده اند.
اما نکته ی اصلی به نظر من همان رگه های فاشیستی منحط آن است. فیلمساز گرچه در بخش هایی از فیلم تلاش کرده تا با انسانی جلوه دادن مارکوس از با منفی فیلم بکاهد اما این تلاش های آنقدر نیست که تغییری در ذات اساسا عقب مانده و نفرت انگیز فیلم ایجاد کند.
هرگونه کپی برداری از این مطلب بدون ذکر دقیق منبع آن : دنیای سینما مخالف قانون بوده و نویسنده هیچگونه رضایتی در خصوص آن ندارد و شرعا حرام می باشد.
شنبه 20 فروردین 1390 01:33 ب.ظ
نویسنده : پویا
ارسال شده در: اخبار فیلم ، فیلم هایی که بعدن میان! ،
کالین فیرث, برنده ی اسکار بهترین بازیگر مرد سال برای فیلم سخنرانی پادشاه, و نیکول کیدمن, نامزد اسکار بهترین بازیگر زن سال برای فیلم سوراخ خرگوش, در فیلم استوکر, اولین فیلم انگلیسی زبان پارک چان ووک (رفیق قدیمی - عطش) بازی می کنند...
به گزارش دنیای سینما , میا واسیکوفسکا (آلیس در سرزمین عجایب, بچه ها خوب اند) هم در نقش ایندیا استوکر ظاهر خواهد شد. ایندیا دختری است که بعد از مرگ پدرش, مجبور است با مادر و عموی مرموزش سر کند. فیرث و کیدمن نقش های عمو و مادر دختر بخت برگشته را بازی خواهند کرد و حضور فیرث در نقش عمویی شرور می تواند بسیار تماشایی باشد.
فیلمنامه ی استوکر را ونت ورث میلر (بازیگر مجموعه تلویزیونی فرار از زندان) نوشته است. کار تولدی متن در سال 2010 آغاز شد و در ابتدا جودی فاستر و کری مولیگان برای نقش های مادر و دختر انتخاب شدند اما وقتی آنها از بازی در فیلم انصراف دادند, پروژه به طور ناگهانی متوقف شد و همین طور ماند تا اینکه حالا بازیگران نقش های اصلی فیلم مشخص شده اند.
شنبه 20 فروردین 1390 01:19 ب.ظ
نویسنده : پویا
ارسال شده در: اخبار فیلم ، فیلم هایی که بعدن میان! ،
در قسمت جدید این مجموعه فیلم ابر قهرمانانه و کمیک استریپی، شخصیت تازهای به نام ژنرال زاد به مبارزه با سوپرمن میرود و قصد دارد دنیا را نابود کند. سازندگان فیلم از «ویگو مورتنسن»، بازیگر کاناداییتبار سینما دعوت کردهاند تا نقش کاپیتان زاد را بازی کند...
به گزارش دنیای سینما , «کریستوفر نولان»، کارگردان دو قسمت آخر مجموعه فیلم «بتمن» که نویسندۀ فیلمنامه تازهترین قسمت «سوپرمن» است، «مورتنسن» را برای این نقش انتخاب کرده است. «زاک اسنایدر»، کارگردان «سوپرمن» تازه هم با این انتخاب موافق است؛ ولی مورتنسن هنوز جوابی به این درخواست نداده است.
رسانههای گروهی مینویسند مورتنسن قبل از این، به بازی در نسخۀ جدیدی از فیلم «سفید برفی و هفت کوتوله» دعوت شده است. اگر او قرارداد بازی در این فیلم را امضا کند، دیگر نمیتواند نقش منفی «سوپرمن» را هم قبول کند. نزدیکان بازیگر میگویند او علاقهمند به حضور در هر دو پروژه است و از سازندگان «سوپرمن» خواسته زمان فیلمبرداری آن را کمی عقب بیندازند تا بتواند در هر دو فیلم بازی کند.
مورتنسن در شرایطی دعوت به همکاری با «سوپرمن» جدید شده که کوین کاستنر دو هفته قبل بازی در یکی دیگر از نقشهای این فیلم را پذیرفت. قرار است کلید فیلمبرداری فیلم اواخر فصل بهار زده شود.
password | effect |
۴۸۲۵۵۵۰۱۰۰ | خون تیر جلیقه زد گلوله |
۴۸۶۵۵۵۰۱۰۰ | اسلحه |
۴۸۶۵۵۵۰۱۵۰ | اسلحه نوع دوم |
۲۶۷۵۵۵۰۱۰۰ | کم شدن ستاره |
۲۶۷۵۵۵۰۱۵۰ | زیاد شدن ستاره |
۴۶۸۵۵۵۰۱۰۰ | تعویز هوا |
۳۵۹۵۵۵۰۱۰۰ | هلیکوپتر |
۹۳۸۵۵۵۰۱۰۰ | قایق |
۶۲۵۵۵۵۰۱۰۰ | موتور |
۶۲۵۵۵۵۰۱۵۰ | موتور |
۲۲۷۵۵۵۰۱۴۷ | ماشین |
۲۲۷۵۵۵۰۱۷۵ | ماشین |
۲۲۷۵۵۵۰۱۶۸ | ماشین |
۲۲۷۵۵۵۰۱۰۰ | fbi boufalo |